تبليغاتX
ماهان
نوشته های پراکنده

WelCome


Menu

  First Page

  Archives

  Email

Archive

  8/23/2006 - 9/22/2006

  7/23/2006 - 8/22/2006

  6/22/2006 - 7/22/2006

LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه

Category

  عمومی

  ورزشی

  اجتماعی

  موسیقی

  ادبیات

  سینما

  تاریخ و ایران

  تصویر

  کاریکاتور

Authors

Link

  به نام دخترم

  میلان همیشه قهرمان

  دختری از مشرق آرزوها

  حرفهای دلم

  دانلود جذاب ترین برنامه ها

  آب معدنی

  اسطوره های فوتبال

  یادداشت های بی مخاطب (امید )

  فوتبال هیجان انگیز همیشه و همراه با واکمن

  بهاران (عشق وحید هاشمیان)

Designer

  Design By :  Mahdi Karimi

  Powered By :  BlogFa

Posts

سالهاست سينماي ايران به گونه اي پنهان، دست به سرقت فرهنگي از آثار سينمايي جهان مي زند. اما اين مسئله از سوي مسئولان پيگيري نشده است
تقليد و تكرار كوركورانه از الگوهاي موفق سينماي غرب بدون ذكر منبع و استفاده از دانش ديگران، براي آگاه جلوه دادن خود هيچ تفاوتي با قاچاق CD هاي سينمايي ندارد
هم اكنون بحث »قاچاق محصولات سينمايي« به عنوان يك معضل مهم فرهنگي مطرح شده است. تهيه كنندگان و كارگردان سينماي ايران اين مسئله را تقبيح كرده وخواستار مبارزه با اين سرقت در حوزه انديشه هستند، غافل از اين كه سالهاي سينماي ايران به گونه اي كاملا پوشيده، دست به سرقت فرهنگي از آثار سينمايي جهان مي زند اما اين مسئله هيچ گاه تقبيح نشده و از سوي مسئولان پيگيري نشده است.
در فرهنگ عمومي استفاده از هر چيزي بدون اجازه صاحب اثر، »سرقت« ناميده مي شود. عامل اين اقدام غيرفرهنگي نيز در هر كشوري معمولا با بازخورد قانوني مواجه شده و اين واكنش در فرهنگ هاي متفاوت، با شدت و حدت متفاوتي اعمال مي شود.

با توجه به رعايت نشدن قانون كپي رايت جهاني (قانون حفظ حقوق مولف) در ايران، سينماگران ايراني در طول سال هاي گذشته، همواره بدون هماهنگي با صاحبان آثار خارجي و يا فيلم هاي پيش از انقلاب، به اقتباس بدون اجازه از مولف دست زده اند. اين گونه تقليد ها و دوباره گويي هايي كه معمولا بسيار نازل تر از اصل است را با چه عنواني به جز سرقت فرهنگي مي توان معرفي كرد و آيا اين عمل در حوزه انديشه و سرمايه سينماي ايران معادل قاچاق محصولات سينمايي نيست و قاچاقچيان فيلم هاي ايراني كه سرقت مي كنند را نبايد تقبيح كرد
در سينماي ما با توجه به عدم رعايت قانون كپي رايت، هر سينماگري مي تواند به صورت آزاد و غيرآزاد از فيلم يا داستاني ديگر براي مضمون فيلم استفاده كند. اما ذكر منبع اقتباس تنها عاملي است كه مي تواند اين مسئله را موجه جلوه دهد. براي مثال در تيتراژ »شب هاي روشن« ساخته »فرزاد موتمن« به جمله: »برداشتي آزاد از رمان شب هاي روشن نوشته داستايوفسكي« اشاره شده كه به هيچ عنوان از اهميت اين فيلم نمي كاهد.
بسياري ديگر از اين نمونه ها را مي توان ذكر كرد. مثلا »باج خور« (فرزاد موتمن) شباهت غريبي به »يوترن« اليور استون دارد و فيلمنامه نويس اثر، عينا كاراكترهاي فيلم را مشابه سازي كرده است. آيا كاراكترهاي »فريبرز عرب نيا« و »نيكي كريمي« معادل »شون پون« و »جنيفر لوپز« در اين نوآر مدرن نيست آيا تجربه نوآر در سينماي ايران بايد تكرار قواعد امتحان پس داده اين ژانر، توسط »اليور استون« باشد

آيا »مجيد مجيدي« كاراكتر »پرويز پرستويي« در فيلم »بيد مجنون« را، بدون توجه به »آل پاچينو« در فيلم »بوي خوش زن« نوشته است زيرا ميزانسن، دكوپاژ و حتي شيوه بازي پرويز پرستويي در سكانس انفجار، احساسات وي در ميان خيابان و اتومبيل ها را بسيار شبيه به »آل پاچينو« مي بينيم، حتي فيلم »كافه ستاره« (سامان مقدم) نيز بدون ذكر منبع، از داستان فيلمي مكزيكي- كوچه ميكادو- بهره گرفته است. آيا كارگردان آن متوجه اين موضوع نشده است
اين بهره گيري هاي بدون اجازه، حتي در اسامي فيلم ها نيز رواج يافته است. براي مثال »ديوانه اي از قفس گريخت« نسخه »ميلوش فورمن« و »ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي)، »شام آخر« نسخه »اينگمار برگمان) و شام آخر (فريدون جيراني) و بسياري موارد ديگر، كه البته حساسيت اين موضوع به اندازه مورد اولي نيست.

اكنون بسياري از تهيه كنندگان سينما، كه سينما را با برج سازي يا تجارت اشتباه گرفته اند و دم از دزدي فرهنگي مي زنند، به صورت ناآگاهانه و آگاهانه اقدامي مشابه انجام مي دهند. تهيه كنندگاني كه هنوز قواعد اوليه توليد فيلم و حوزه سينما را به درستي نمي شناسند. اين گونه برداشت ها حتي از سينماي نازل پيش از انقلاب به وفور ديده مي شود و فيلم هايي كاملا شبيه به اين آثار نازل، آن هم بدون ذكر منبع و ريشه خود پرده سينماها را اشغال مي كند. براستي آزمودن موضوعات آزموده شده چه محلي از اعراب دارد آيا نگاتيو و پوزيتيو، ابزار مناسبي براي تجارت است
تهيه كنندگان سينماي ايران همواره مي نالند كه سينما صنعت بي رونق است، اما چرا با وجود اين همه آثار شكست خورده در اكران باز هم تهيه كنندگان به توليد مي پردازند آيا عشق آنها به سينما باعث چنين مسئله اي شده است، آنها براي عشق به سينما تا حد مرگ ضرر مي كنند. آيا آمارهاي مربوط به هزينه هاي توليد واقعي است پس چرا تهيه كنندگان راه ورود سرمايه گذاران جديد را به سينما مي بندند بسياري از تهيه كنندگان سرمايه ديگران را به كار مي گيرند و از امتياز كارت تهيه كنندگي خود بهره مي گيرند. شايد اين مسئله تنها به عشق و علاقه بي حد و حصر آنها به هنر سينما برمي گردد و همين عشق و علاقه باعث كپي الگوهاي امتحان پس داده شده است

اين روزها چه فرقي ميان »سوغات فرنگ« ،»شام عروسي«، »مجردها«، »شاخه گلي براي عروس« و چندين و چند كمدي ديگر است و استقبال از اين آثار تا چه زماني از جانب مخاطبان نيازمند به خنده ايراني ادامه دارد كدام فيلم ايراني چه از كارگردان هاي مولف و صاحب سبك و چه از كارگردان هاي باري به هر جهت، قابليت دوبار تماشا كردن را دارد
با اين همه فيلمسازاني كه سالها است آب در هاون مي  كوبند و عرصه را براي ورود نسل جوان تنگ كرده اند، چه بايد كرد

  نوشته شده در  16 Sep 2006ساعت 8 PM  توسط ماهان   

                 

Lastets Post 

Lastes Post:

Ads 

Copyright © 2006 By : Mahdi-Karimi